به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید
-دل من گرفته زین جا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟
-همه آرزویم اما،
چه کنم که بسته پایم...
-به کجا چنین شتابان؟
-به هر آن کجا که باشد
به جز این سرا سرایم...
-سفرت بخیر، اما، تو و دوستی، خدا را
چو از این کویر وحشت،به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها، به باران،
برسان سلام ما را
...
(شفیعی کدکنی)
+ نوشته شده در ساعت   توسط
